موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

سفارش تبلیغ
صبا
خاطره ای از زندگی شهید ابراهیم امیر عباسی

کنار خیابان داشتم با ابراهیم صحبت می کردم یهو دیدم صورتش سرخ شد.

رد نگاهش را دنبال کردم؛ دیدم چشمش خورده به یه زن بدحجاب کنار کیوسک تلفن

ابراهیم با ناراحتی رویش رو برگردوند با ناراحتی گفت: غیرت شوهرش کجا رفته؟! غیرت پدرش کجا رفته؟!

غیرت برادرش کجا رفته؟! رو کرد به آسمون ، با حالی پریشان گفت:

«خدایا! تو خودت شاهد باش ما حاضر نیستیم چنین صحنه های خلاف دینی رو توی این مملکت ببینیم

نکنه به خاطر اینها به ما هم غضب کنی و بلاهای خودت رو بر سر ما نازل کنی


+ نوشته شـــده در دوشنبه 93 شهریور 10ساعــت ساعت 5:45 عصر تــوسط مریلا چراغچی | نظر بدهید